السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
259
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
طلب معاش كردن با صبر كردن بر دين خود و عبادت خود و طاعت كردن پروردگار خود و ترسيدن از دشمنان خود . پس به اين سبب حق تعالى ، ثواب اعمال شما را مضاعف گردانيده است . پس گوارا باد براى شما . عرض كردم : جان من به فداى تو باد ، هرگاه چنين است ، پس ما چرا آرزو كنيم كه از اصحاب حضرت قائم عليه السّلام باشيم با ظاهر بودن حق و با آنكه ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو باشيم و اعمال ما بهتر باشد از اعمال اصحاب صاحب دولت حق . حضرت فرمود : سبحان الله ! آيا نمىخواهى كه خداى عزّ و جلّ حقّ و عدل را در بلاد خود ظاهر گرداند حال همهى خلق نيكو گردد و كلمهى خدا جمع گردد و مردم همه بر دين حق اجتماع نمايند و الفت و التيام در ميان قلوب مختلف به هم رسد و كسى در زمين معصيت خدا نكند و حدود در ميان خلق جارى گردد و حق به سوى اهلش برسد ، حق را اظهار كند و چيزى از حق به جهت خوف خلق پنهان نگردد ؟ بدان و الله اى عمّار ! كسى از شما نمىميرد به اين حالت دوستى ما ، مگر آنكه او أفضل است نزد خداى عزّ و جل از بسيارى از آنهايى كه در جنگ بدر و أحد حاضر شدند . پس بشارت باد شما را . شيخ طبرسى در احتجاج از ابو خالد كابلى از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام چنين روايت كرده است : طولانى مىشود غيبت ولىّ دوازدهمين خداوند از اوصياى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و امامان بعد از او . اى ابو خالد ! به درستى كه اهل زمان غيبت او و اعتقاد دارندگان به امامت او و انتظار برندگان ظهور آن حضرت افضل اهل هر زمانند . زيرا خداوند عطا كرده به ايشان از عقل و فهم معرفت ، آن مقدار كه غيبت نزد ايشان مشاهده گرديده و حق تعالى ايشان را گردانيده به منزلهى آن كسانى كه در پيش روى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به شمشير جهاد مىكردند . ايشانند دوستان ما از روى اخلاص و شيعيان ما از روى صدق و خوانندگان به سوى دين خدا در پنهان و آشكارا . پس فرمود : انتظار فرج از اعظم فرج است و بر اين مضمون اخبار بسيارى است كه مدح فرمودند كسانى را كه در ظلمات غيبت گرفتار و دين خود را نگاه مىدارند و ايشانند مقصود از آيهى شريفهى يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلم ايشان را برادران خود خوانده و اجرهاى بسيار از براى تحمل زحمات و مشقت ايشان در حفظ و حراست دين خود وعده دادهاند . به آفتاب نماند مگر به يك معنى * كه در تأمل او خيره مىشود أبصار پنجم - نظر به قرص آفتاب اكثر ديدهها را ممكن نيست و بسا باشد كه باعث كورى چشم نظركننده يا تيره و تار شدن آن شود ؛ همچنين ديدن شمس جمال بىمثال آن جناب بسا باشد